فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

416

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )

اوّل اسباب الهى كه به واسطهء [ كفات ] « 1 » قضات كه به شيراز درآمده بودند و روزگار عيش عجزه از قدوم ايشان به سر آمده بود و دست اضطرار به دعاى : « الهى من الّذى دعاك فلم تجبه و من الّذى استغاثك فلم تغثه » ، يا غوثاه يا غوثاه ، برافراشته و چشم اجابت در شاهراه أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ [ 27 / 62 ] « 2 » گماشته . هر چند پادشاه راحم « 3 » مرحوم از ارادهء ظلم بر مظلوم منزّه بود ، فامّا مظلومان از ناآگاهى پادشاه آگاه نبودند و از مكر و تزوير آن جماعت كه افعال مذمومهء « 4 » خود را بنابر ارادهء سرعت انفاذ به حضرت پادشاه ( 221 - ر ) صاحب داد نسبت مىكردند مطلع نه ، و « 5 » هنگام دعا و طلب نزول بلاى [ بلوى ] آن حضرت را عمده مىساختند . لاجرم ، بلاى نازل به حكم وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً [ 8 / 25 ] عامّ شد و عامّهء آن بر بخت جوان و تخت امن و امان خاصّ گشت . ديگر از اسباب طبيعى آنكه چون موكب همايون در قراباغ نزول فرمود و عفونت هوا معلوم گشت ، هر روز در گوشه‌اى كسى خسته مىشد و از آن جمله قليلى از چنگ اجل رسته مىگشت . حضرت اعلى فرمود كه لجام ريز توجّه تبريز فرمايد . بعضى « 6 » مانع شدند و نمودند كه توجّه رايات همايون موجب پريشانى الوس « 7 » مىشود ، اولى توقّف است . هر آينه بدن لطيف و ذات شريف را به واسطهء عفونت هوا و سرايت حمّى آفت رسيد . اوّل از اسباب طبيعيّهء حدوث مرض آن بود كه در ايّام بيمارى حضرت مهد عليا ، حضرت اعلى به قصد عيادت ايشان شتافتند و والدهء ماجده را در چنگ مرض مبتلا و در شدايد اوجاع معنّا يافتند . حضرت اعلى خاقانى را عرق تحنّن و مهربانى به حركت آمده ، از خاطر قرار و سكون ببرد و ديده [ به گريهء خونبار ركون كرد « 8 » ] و ژالهء اشك بر ارغوان چهره فرود آمد و لآلى « 9 » مكنون بر گونهء ياقوت‌فام روان گشت .

--> ( 1 ) . KPF : كفايت . ( 2 ) . F : دعاه + الآيه . ( 3 ) . P : راحم + و . ( 4 ) . F : فعال مذّمه . ( 5 ) . F : كه . ( 6 ) . P : بعض . ( 7 ) . K : اولوس . ( 8 ) . F : ديده گريان كرد . ( 9 ) . P : لاله .